تبليغاتX
My Immortal
 
Music, Evanescence, Lyrics, Pics, Biography ... oThEr
 
   
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
اینم سری دوم :

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
 از این به بعد می خوام آهنگایی رو که خودم دوست دارم، تو 4shared آپ کنم و لینکشونو براتون بذارم!


 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

 

Coldplay - Violet Hill


Was a long and dark December
From the rooftops I remember
There was snow, white snow

دسامبری طولانی و تاریک بود
از روی سقف ها بیاد میاورم
همه جا پوشیده از برف بود ، برف سفید


Clearly I remember
From the windows they were watching
While we froze down below

بوضوح بخاطر دارم
که آنها از پنجره ها نظاره می کردند
در حالیکه ما در آن پایین یخ زده بودیم


When the future's architectured
By a carnival of idiots on show
You'd better lie low

هنگامیکه آینده بنا شده است
توسط جشنواره ای از احمق ها بر روی صحنه
تو بهتر است پنهان بمانی


If you love me
?Won't you let me know

اگر دوستم داری
پس چرا مرا آگاه نمی کنی؟


Was a long and dark December
When the banks became cathedrals
And the fog, became God

دسامبر طولانی و تاریکی بود
در آن هنگام بانک ها به کلیسا مبدل شدند
و مه ، خدا شد


Priests clutched onto bibles
Hollowed out to fit their rifles
And the cross was held aloft

کشیش ها به کتابهای مقدس چنگ زدند
خود را تهی کردند تا تفنگهایشان را تجهیز کنند
و صلیب در بالا نگه داشته شد


Bury me in armor
When I’m dead and hit the ground
My love's opposed but unfolds

مرا با زره دفن کنید
هنگامیکه جان دادم و به زمین خوردم
عشق من مخالف بود اما افشا میکند


If you love me
?Won't you let me know

اگر دوستم داری
پس چرا مرا آگاه نمی کنی؟


I don't want to be a soldier
Who the captain of some sinking ship
Would stow, far below

نمیخواهم سرباز باشم
کسی که ناخدای یک کشتی غرق شده باشد
که در اعماق مخفی می شود


So if you love me
?Why'd you let me go

خب اگر دوستم داری
چرا گذاشتی بروم ؟


I took my love down to violet hill
There we sat in the snow
All that time she was silent still

عشقم را به تپه ارغوانی بردم
آنجا در برف نشستیم
در تمام آن مدت او آرام نشسته بود


So if you love me
?Won't you let me know

خب اگر دوستم داری
پس چرا مرا آگاه نمی کنی

 

Coldplay - Violet hill.mp3 - 1.7MB

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
خودم عاشق این آهنگ ام!

یه شعر زیبا با صدای فوق العاده ی امیلی ...

Evanescence - Taking Over Me

 

You don't remember me but I remember you

تو مرا به خاطر نمي آوري اما من تو را بياد مي آورم

I lie awake and try so hard not to think of you

دراز كشيده ام و بيدارم و به سختي سعي مي كنم كه به تو فكر نكنم

But who can decide what they dream

اما چه كسي مي تواند تصميم بگيرد كه چه خوابي ببيند

And dream I do

اما خوابي كه ديدم....

I believe in you

تو را باور دارم

I’ll give up everything just to find you

همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم

I have to be with you to live to breathe

بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم

You’re taking over me

تمام وجودم را تسخير كرده اي

Have you forgotten all I know?

آيا تمام چيزهايي را كه من مي دانم فراموش كردي؟

And all we had

و تمام اوقاتي را كه با هم بوديم

You saw me mourning my love for you

مرا ديدي در حالي كه برايت عزاداري مي كردم عزيزم

And touched my hand

و دستم را گرفتي

I knew you loved me then

مي دانم در آن موقع عاشقم بودي

I believe in you

تو را باور دارم

I’ll give up everything just to find you

همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم

I have to be with you to live to breathe

بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم

You’re taking over me

تو وجود مرا تسخير كرده اي

I look in the mirror and see your face

در آيينه مي نگرم و تو را مي بينم

If I look deep enough

اگر به اندازه كافي دقت كنم

So many things inside that are just like you are taking over

چيزهاي زيادي را مي بينم كه مانند تو مرا تسخير مي كنند

 

 

Evanescence - Taking over me.mp3 - 860KB

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

 

Anathema - Emotional Winter


Speak to me
For I have seen
Your waning smile
Your scars concealed
So far from home, do you know you're not alone
Sleep tonight
Sweet summerlight
Scattered yesterdays, the past is far away

How fast time passed by
The transience of life

Those wasted moments won't return
And we will never feel again

Beyond my dreams
Ever with me
You flash before my eyes, a final fading sigh
But the sun will (always) rise
And tears will dry
Of all that is to come, the dream has just begun

And time is speeding by
The transience of life

Those wasted moments wont return
And we will never feel again

زمستان احساسي


با من سخن بگو
چون كه من
لبخند رنگ‌ پريده‌ي ترا ديده‌ام
زخم‌هاي نهان‌ات را
همچنانكه دور از خانه، آيا مي‌داني كه تنها نيستي
امشب بيارام
روشناي شيرين تابستاني
ديروزها پراكنده شده، گذشته بسيار دور است

زمان چه زود مي‌گذرد بخاطر
ناپايداري زندگي

آن لحظه‌هاي هدررفته بازنخواهند گشت
و ما دوباره احساس نخواهيم كرد

ماوراي روياهايم
هميشه با من
در برابر چشمانم مي‌درخشي، افسوس ِ محوشده‌ي پاياني
اما خورشيد (همواره) برخواهد خاست
و اشكها خشك خواهند شد
از هر آنچه كه رسيده، رويا آغاز خواهند گرفت

و زمان بخاطر ناپايداري زندگي
سرعت مي‌يابد

آن لحظه‌هاي هدررفته بازنخواهند گشت
و ما دوباره احساس نخواهيم كرد

 

Anathema - Emotional Winter.mp3 -1.3MB

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
از این به بعد هر لیریکی رو که ترجمه شو میذارم، سعی می کنم آهنگشم آپ می کنم براتون میذارم.

 

Anathema - One Last Goodbye


How I needed you
How I grieve now you're gone
In my dreams I see you
I awake so alone

چقدر به تو نيازمندم
چه اندازه از رفتن تو غمگينم
در روياهايم مي‌بينمت
چه تنها برمي‌‌خيزم


I know you didn't want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way


مي‌دانم كه نمي‌خواستي بروي
قلبت مشتاق ماندن بود
اما آن قدرتي كه هميشه در تو دوست مي‌داشتم
بالاخره راه را برگزيد


Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
And I grieve


انگار مي‌دانستم مرا اينگونه ترك مي‌كني
انگار مي‌دانستم كه هرگز نمي‌تواني بماني
و در نور آغازين صبح
پس از شبي آرام و ساكت
قلبم را خواهي برد
و من اندوهگين مي‌شوم


In my dreams I can see you
I can tell you how I feel
In my dreams I can hold you
And it feels so real


در روياهايم تو را مي‌توانم ببينم
مي‌توانم احساسم را به تو بگويم
در روياهايم مي‌توانم نگاهت دارم
و اين احساس چه اندازه واقعي مي‌نمايد


I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love


من هنوز درد را حس مي‌كنم
هنوز عشق تو را احساس مي‌كنم
من هنوز درد را حس مي‌كنم
هنوز عشق تو را احساس مي‌كنم


Somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
I wished, I wished you could have stayed


انگار مي‌دانستم تو هرگز ، هرگز نمي‌توانستي بماني
و انگار مي‌دانستم كه تركم خواهي كرد
و در نور آغازين صبحگاه
پس از شبي ساكت و آرام
تو قلبم را بردي
آرزو مي‌كنم (اي كاش) ، اي كاش تو مي‌توانستي بماني

 

One Last Goodbye.mp3 - 1.2 MB

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

 

Nirvana – The man who sold the world

 

We passed upon the stair
We spoke of was and when
Although I wasn't there
He said I was his friend
Which came as sone surprise
I spoke into his eyes
I thought you died alone
A long long time ago
Oh no ...not me
I never lost control
You're face to face
With the man who sold the world
I laughed and shook his hand
And made my way back home
I searched for farm and land
for years and years I roamed
I gazed a gazley stare
At all the millions here
We must have died along
A long long time ago
?Who know
not me
We never lost control
You're face to face
With the man who sold the world

مردی که جهان را فروخت

از پله ها بالا می رفتيم
و از گذشته ها صحبت می کرديم
اگرچه من نمی فهميدم
ولی او می گفت من در گذشته دوست او بوده ام .
صحبت کردن رو در رو با او
برايم تعجب آور بود
زيرا به من می گفت :
گمان می کردم تو سالها قبل در تنهايی مرده ای
آه نه ...من نبودم
من هرگز کنترلم را از دست نداده ام
و تو اکنون در مقابل مردی هستی
که جهان را فروخت
خنديدو و دستش را فشردم
و به خانه بازگشتم
سالهاست که سرگردان
به دنبال مزرعه و زمين هستم
و به ميليونها نفر در اينجا
با شگفتی خيره شده ام
زيرا ما سالهای سال پيش از اين می بايست می مرديم
چه کسی می داند ؟
من که نمی دانم
ما هيچوقت کنترلمان را از دست نداده ايم
و شما اکنون در مقابل مردی هستيد
که جهان را فروخت

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

 

Coldplay – What if

 

What if there was no liFE
Nothing wrong, nothing right.
What if there was no time?
And no reason or rhyme?
What if you should decide
That you don't want me there by your side.
That you don't want me there in your life.

What if I got it wrong?
And no poem or song..
Could put right what I got wrong,
Or make you feel I belong
What if you should decide
That you don't want me there by your side
That you don't want me there in your life.

Oooooh, that's right
Let's take a breath, jump over the side
Oooooh, that's right
How can you BLOW it if you don't even try?
Oooooh, that's right

Every step that you take
Could be your biggest mistake
It could bend or it could break
But that's the risk that you take
What if you should decide
That you don't want me there in your life.
That you don't want me there by your side.

Oooooh, that's right
Let's take a breath, jump over the side.
Oooooh, that's right
How can you know it when you don't even try?
Oooooh, that's right

Oooooh, that's right
Let's take a breath, try to hold it inside
Oooooh, that's right
You know that darkness always turns into light
Oooooh, that's right..

 

ای کاش* ...

ای کاش زندگی وجود نداشت!

هیچ چیز غلط، هیچ چیز درست [ی وجود نداشت]

چه می شد اگر زمان**نبود؟!

و [چه می شد اگر] هیچ دلیل یا نظمی [نبود]

ای کاش مجبور بودی تصمیم بگیری

که نخواهی من آنجا در کنارت باشم!

که نخواهی من در زندگیت باشم!

چه می شد اگر اشتباه می فهمیدمش؟!

و هیچ شعر یا آهنگی [وجود نداشت]...

چیزی که اشتباه فهمیدمش، می توانست درست باشد!

یا احساسی به تو بدهد که مرا وابسته کنی

ای کاش مجبور بودی تصمیم بگیری

که نخواهی من آنجا در کنارت باشم!

که نخواهی من در زندگیت باشم!

اوه، درست است

بیا نفسی بگیریم، سراسر [این] سمت را بپر[یم]

اوه، درست است

چگونه می توانی به این ضربه بزنی در صورتیکه حتی تلاش هم نمی کنی؟!

اوه، درست است

هر قدمی که برمی داری...

می تواند بزرگترین اشتباه باشد

[
پایت] تواند کج شود یا بشکند!

اما این خطری است که تو می کنی

ای کاش مجبور بودی تصمیم بگیری

که نخواهی من در زندگیت باشم!

که نخواهی من آنجا در کنارت باشم!

اوه، درست است

بیا نفسی بگیریم، سراسر [این] سمت را بپر[یم]

اوه، درست است

چگونه می توانی این را بفهمی وقتیکه حتی تلاش هم نمی کنی؟!

اوه، درست است

اوه، درست است

بیا نفسی بگیریم، تلاش کن تا [آن نفس را] در درون [خودت] نگاه داری!

اوه، درست است

می دانی که تاریکی همیشه درون نور می چرخد [به وجود می آید]

اوه، درست است...

توضیح:

* "What If"
را می شود به دو صورت: ای کاش و چه می شد اگر ترجمه کرد که از هر دو در این متن استفاده شده است.

**
کلمه "Time" را می شود با معانی زیر در این جمله به کار برد:

زمان، فرصت، عهد، روزگار

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
اینم یکی دیگه!
البته این یکی فقط براش های زیبای فتوشاپو نشون می ده، وگرنه کار خاصی نکردم!
می تونید براش هارو از brusheezy دانلود کنید!



 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

در بیمارستان ، دو مرد در یک اتاق بستری بودند . مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از ظهر ها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود .
اما دومی باید به حالت خوابیده می ماند و اجازه نشستن نداشت . آن دو ساعت ها در مورد همسر ، خانواده هایشان ، خاطرات دوران سربازی ، ... صحبت می کردند . بعد از ظهرها مرد اول در تخت می نشست و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد . در آن حال مرد دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می کرد . او با این کار جان تازه ای می گرفت ، چرا که دنیای بی روح و کسالت بار او با تکا پو و شور و نشاط فضای بیرون پنجره ، رنگ زندگی می گرفت . در یک بعد از ظهر گرم مرد کنار پنجره از رژه ای بزرگ در خیابان خبر داد . با وجود اینکه مرد دوم صدایی نمی شنید با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقی اش وصف می کرد پیش رو مجسم می نمود . روزها و هفته ها به همین صورت سپری شد . یک روز صبح وقتی پرستار به اتاق آمد ، با پیکر بی جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود رو به رو شد . پس از آنکه جسد را به بیرون منتقل کردند مرد دوم در خواست کرد که تخت او را به کنار پنجره منتقل کنند . به محض این که کنار پنجره قرار گرفت با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد اما ...
تنها چیزی که دید دیواری بلند و سیمانی بود . با تعجب به پرستار گفت : جلوی این پنجره که دیواره !!! چرا او منظره بیرون را آن قدر زیبا توصیف می کرد ؟
پرستار گفت : او که نابینا بود ، او حتی نمی توانست این دیوار بلند را ببیند شاید فقط خواسته تو را به زندگی امیدوار کند .
بالاترین لذت در زندگی این است که علیرغم مشکلات خودتان سعی کنید دیگران را شاد کنید .
شادی اگر وصف شود ، احساسش دو برابر می شود . اگر می خواهید خود را ثروتمند احساس کنید ، کافیست تمام نعمتهایتان را که با پول نمی توان خرید ، بشمارید .
زمان حال یک هدیه است پس قدر این هدیه را بدانید . انسان ها سخنان شما را فراموش می کنند ...
اما هیچگاه فراموش نمی کنند که شما چه احساسی را برایشان به وجود آورده اید ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
اینم از طراحی امروزم...


 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
راستش یه جورایی بیکار بودم، یه Wallpaper طراحی کردم. گفتم براتون آپ کنم، بدک نی!

البته بازم از اینکارا می کنم!!
عاشق طراحی ام!!!



 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

 

Pink Floyd- High Hopes




Beyond the horizon of the place we lived when we were young
In a world of magnets and miracles
Our troughts strayed constandly and without boundary
The ringing of the division bell had begin

Along the long road and on down the causeway
Do they still meet there by the cut

There was a ragged band that followed in our footsteps
Running before time took our dreams away
Leaving the myriad small creatures trying to tie us to the ground
To a life consumed by slow decay

The grass was greener
The light was brighter
With friends surrounded
The night of wonder

Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
To a glimpse of how green it was on the other side
Steps taken forwards but sleepwalking back again
Dragged by the force of some inner tide

At a higher altitude with flag unfuried
We reached the dizzy heights of that dreamed of world

Eneumbered forever by desire and ambition
Theres a hunger still unsatisfied
Our weary eyes still stray to the horizon
Though down this road weve been so many time

The grass was greener
The light was brighter
The taste was sweeter
The nights of wonder
With friends surrounded
The dawn mist glowing
The water flowing
The endless river

Forever and ever

 

اميد والا

آن سوی افق، آنجا كه زمان جوانی در آن زندگی می كرديم

در دنيای مغناطيس ها و معجزه ها...

افكار ما همواره سرگردان و بدون مرز هستند

ناقوس اختلاف طنين انداز شد

در امتداد جاده طويل و در پايين گذرگاه

آيا آنان هنوز هم به آنجا می روند؟

بدنبال گامهای ما يك روبان كهنه بود

فرار می كنيم پيش از اينكه روزگار روياهايمان را بگيرد

ترك می كنيم هزاران مخلوق پست و حقير را كه می كوشند ما را به زمين ببندند

تا يك زندگی بوسيله فساد تدريجی از پا در آيد

چمن سبز تر بود

نور درخشانتر بود

در جمع دوستان

شبهای حيرت انگيز

به آن سوی اخگر های (پاره های آتش) پلهای بر افروخته پشت سرمان می نگريم

گامهايی به جلو بر می داريم اما در خواب به عقب باز می گرديم

بوسيله نيروی اندك درونی كشنده، كشيده می شوم

به ارتفاعی بلندتر همراه پرچمی بر افراشته

ما از رويای دنيا به ارتفاعات گيج كننده رسيديم

برای هميشه توسط آرزو و جاه طلبی باز داشته شده ايم

اشتياقی هست كه هنوز ارضا نشده است

چشمان خسته ما هنوز هم به سوی افق سرگردانند

ما بايد مدت زيادی در پايين اين جاده بمانيم

چمن سبز تر بود

نور درخشانتر بود

طعم شيرينتر بود

شبهای حيرت انگيز...

در جمع دوستان

سپيده دم مه گرفته می تابد

آب جاری می شود

بی پايان در رودخانه

برای هميشه و همواره

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 
اعضای گروه :
۱-راجر بارت Roger Keith Barrett Syd نویسنده، خواننده و گیتاریست كه پس از اولین آلبوم به علت اختلالات روانی گروه را ترك گفت.
2- راجر واترز George Roger Waters متولد 6 سپتامبر 1943، خواننده، نویسنده اول گروه و باس زن كه در دهه 80 گروه را ترك گفت
3- دیوید گیلمور David Jon Gilmour متولد 6 مارس 1946 ، نویسنده دوم، خواننده و رهبر گروه، هنوز هم خود را عضو پینك فلوید می‌داند.
4- نیك میسون Nicholas Berkley Mason متولد 27 ژانویه 1945 ، طبل زن، جز اعضای باقیمانده.
5- ریك رایت Richard William Wright متولد 28 جولای 1945 ، نویسنده، خواننده و كیبرد زن گروه، كه هنوز هم با گروه همكاری می‌كند.

Roger Keith Barrett راجر كیت بارت 6 ژانویه 1946 در انگلیس متولد شد و مثل همه هم سن و سالان خودش نامی مستعار برای خود انتخاب كرد او نام syd سید را برگزید سید استعداد زیادی در نویسندگی و گیتارزنی داشت Roger Waters(bass) در كمتر از یك‌صد یاردی خانه آن‌ها زندگی می كرد هر دو در همان اوایل كودكی والدینشان را از دست داده بودند دایره كودكی سید و واترز با حضور Dived Gilmour (دیوید گیلمور) گیتاریست برجسته ای كه قبل از آن رهبری و آوازه خانی گروه " The Jokers Wild " را بر عهده داشت كامل‌تر شد.

بارت سال 1964 به لندن نقل مكان كرد و وارد دانشكده معماری دانشگاه Comberwell شد همان‌جا بود كه او با نیك میسون (nick Mason) و ریك رایت(Rick wright) آشنا شد و به فكر تشكیل یك گروه موسیقی افتاد.

داستان Pink floyd در واقع شامل دو گروه موسیقی است یكی گروه دو نفره Space – rock بود كه به مدت دو سال فعالیت كرد و در دوران اوج خود دو ترانه موفقیت آمیز روانه بازار كرد اما دیری نگذشت كه همین گروه سبك خود را تغییر داد و با استفاده از سازهای الكترونیكی، تقریبا وارد حوزه پاپ شد و پینك فلوید دوم تشكیل شد علاقه زیاد سید به دو هنرمند موفق موسیقی بلوز به نام‌های Floyd Council و Pink Anderson باعث شد كه او از اختصار نام این دو برای گروه تازه تاسیس خود استفاده كند.
بدین ترتیب پینك فلوید در اواسط دهه 60 فعالیت خود را آغاز كرد آن‌ها زیرزمینی را در یكی از خیابان‌های شهر لندن گرفتند و شروع به تمرین كردند سید و واترز شروع به نوشتن كردند شعرهایی با مضامین معنوی كه با تركیب صدای گیتار و ارگ ملودی جذابی به وجود می‌آمد
سید و واترز با شعرهای معنایی و درون‌گرای خودشان مردم را با نوعی موسیقی تیز و انتقادی روبرو كرد هر چند كه اشعار او از روحی كودكانه برخوردار بودند از این گذشته سبك موسیقی كه آن‌ها به جهان عرضه كردند سبكی نو و منحصر بفرد بود استفاده از سازهای الكترونیكی، جلوه‌های نوری و صوتی، استفاده از ضرب‌آهنگ‌های ناگهانی، صداهای پر جیغ و داد (خودشان نام این موسیقی را كانكریت گذاشته بودند)، افت و خیزهای ناگهانی صدا خیلی زود آن‌ها را در مركز توجه یك واقعه فرهنگی قرار داد و جوانانی كه طالب تازه‌گی و هیجان بودند جذب پینك فلوید شدند.
ترانه‌هایی كه سید برای گروه می‌نوشت كاملا برتری خود را نشان می‌داد نوع و سبك و سیاق شعرهای سید رفته رفته به سوی روان پریشی پیش می‌رفت تا جایی كه سید هنگام اجراهای زنده به شدت عصبی می‌شد و حركات جنون آمیز از خود نشان می‌داد تكروی می‌كرد و با گروه هماهنگ نمی‌شد سید در یكی از كنسرت‌های گروه كه در آمریكا اجرا می‌شد كنترل خود را از دست داد و شروع به كندن لباس‌هایش كرد این كار موجب انزجار مردم و افراد گروه شد گروه تصمیم گرفت همكاری خود را با سید متوقف كند
تا این‌كه سال 1968 یك از دوستان واترز به نام Dave Gilmor دیو گیلمور گیتاریست به عنوان نفر پنجم به آن‌ها ملحق شد او توانست رهبری گروه را به عهده بگیرد و شروع به نوشتن ترانه‌های پینك فلوید كرد بدین ترتیب با جدا شدن سید از گروه، پینك فلوید یكی از برجسته‌ترین نویسندگان، خوانندگان، گیتاریست‌های خود را از دست داد.
بطور كلی این رویدادهای حاشیه‌ای برای بسیاری از گروه‌ها می‌افتد اما گروه پینك فلوید یكی از نادرترین گروه‌هایی بود كه به خوبی از پس این مشكل برآمد و پس از جدایی سید محبوبیت خود را حفظ كرد و روز به روز به موفقیت بیشتری دست یافت هر چند كه عده‌ای هنوز معتقدند كه طلائی‌ترین دوران پینك فلوید زمان حضور سید در این گروه بود.
در اوایل دهه 70 گروه قراردادی با شركت EMI بست تا برای آن‌ها آلبومی (Ummagumma, Atom Heart Mother و Meddle) با 20 ترانه تهیه كنند یكی از بهترین ترانه‌های این آلبوم " The piper at the gates of dawn" موفقیت خوبی در چارت انگلستان به دست آورد شعرهای این ترانه‌ها مربوط به زمانی بود كه سید در گروه حضور داشت. .
ال 1973 گروه با ترانه سرایی واترز آلبوم بسیار موفق "نیمه پنهان ماهThe Dark Side of the Moon " را روانه بازار كرد كه با استقبال بی نظیری روبرو شد یكی از ترانه‌های موفق این آلبوم به همین نام "پول" بود كه به مدت 12 سال در جایگاه اول چارت آمریكا قرار گرفت.
این ترانه بعدها به زبان‌های مختلف ترجمه و میكس شد و به بازارهای جهانی عرضه شد هنوز هم در سراسر جهان به فروش می‌رسد. این ترانه و ترانه‌های بعدی پینك فلوید از مضامین تند اجتماعی و بعضاً ضد سرمایه داری برخوردار بودند.
یكی از جنجالی‌ترین آلبوم‌های گروه پینك فلوید در دهه 70 آلبوم "The wall" بود كه در آن به شدت به نظام آموزشی انگلستان حمله كرده بودند ترانه " آجر دیگری در دیوارAnother Brick in the Wall" موفقیت بزرگی بدست آورد و به عنوان شماره یك آمریكا انتخاب شد. آلن پاركر كارگردان معروف سینما بر اساس آلبوم دیوار پینك فلوید فیلمی در نقد نظام آموزشی انگلستان ساخت كه باب گلدوف " خواننده معروف بریتانیی" در آن ایفای نقش كرد. همچنین یكی از بزرگ‌ترین تورهایی كه گروه در آمریكا برگزار كرد مربوط به همین آلبوم بود.
افسانه پینك فلوید در اوایل دهه 80 رو به زوال گذاشت اعجوبه‌هایی كه كار خود را در اوایل دهه 60 شروع كرده بودند هر كدام به سراغ زندگی خود رفتند و به كارهای تك‌نفره روی آوردند هر چند كه هرگز به طور رسمی انحلال پینك فلوید را اعلام نكردند.

 
 
 |    نوشته شده توسط سیاوش
 
 
 

pictofxt

Silent Music Template

Free Site Templates Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب